تبليغاتX
کارآفرین
روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 12:18 توسط زهرا بهروزآذر |

چند روزی است که به دلیل انجام کاری درگیر فرآیند ثبت شرکتها شدم.

سایت سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اطلاعاتی خوبی را ارائه می دهد که افراد پس از عضویت در آن میتوانند بدست بیارند. افراد در این سایت میتونند راهنمای ثبت شرکتهای با مسئولیت محدودُ سهامی خاص و ... را پیدا کنند و نمونه های تقاضانامه- اساسنامه و ... را دانلود نمایند. برای اینکار به تقشه سایت مراجعه کردم و وارد بخش راهنمای مراجعین ثبت شرکتها شوید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:1 توسط زهرا بهروزآذر |

حدود 10 روز پیش ایمیلی زده بود که اگه کارم درست بشه برمیگردم ایران. گفته بود 24 جولای میاد .مطمئن نبودم که کارش درست شده یا نه! چند روز یه بار به facebook سر میزدم تا از آخرین وضعیتش مطلع بشم. چهارشنبه صبح ساعت 8.5 که از خواب بیدار شدم و به سراغ facebook  رفتم دیدم نوشته 14 ساعت پیش در امستردام بود. حالا دیگه مطمئن شدم که برگشته. کمی صبر کردم و لی دوست داشتم مطوئن شم. به همین خاطر ساعت 9 به مامانش زنگ زدم و بنده خدا خواب بود. گفت میخواسته به من زنگ بزنه و بگه که دوسته من اومده. خواب بود و قرار شد که بعد از بیدارشدنبه من زنگ بزنه.
.
.
.
.
.
.
.
ساعت 17:10 بود. خواب بودم که صدای تلفن بیدارم کرد. بله .... بفرمایید.... وای.... سلام ...چطوری....
20 دقیقه باهاش صحبت کردم ولی توی این 20 دقیقه 4 سال خاطرات تند تند از جلوی چشمام می گذشت. 
انتخابات انجمن، شورای مرکزی، اردوی نمک آبرود سال 80، اصفهان 80، کرمان 81، ارگ بم،  برچسب داروخانه، کیف زلزله ، دایی مسعود، آقای اورعی، آقاجری، سعید بابایی، امیر صالحی، بنفشه بابایی ُ وحیده حسینی، کریم، امیرسلیمیها، مهدی روحانی، مرتضی واعظ زاده و .................................................................
خوشحالم که یکماه اینجاست. امیدوارم خیلی بهش خوش بگذره و سرحال و سالم و شاد به دانشگاهش برگرده.
امیدوارم توی این یکماه بیشتر ببینمش.
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:49 توسط زهرا بهروزآذر