نشنیده ای؟ كه زیر درخت چناری ، كدو بنی بربست و ببالید بر او بر به روز بیست
پرسید از چنار كه تو چند روزه ای گفتا چنار ،سال فزون دارم دارم از دویست
گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم با من بگو سبب این كاهلی ز چیست؟
گفتا چنار با تو مرا نیست هیچ جنگ كه اكنون نه وقت جنگ است و نه هنگام داوریست
فردا كه بر من و تو وزد باد مهرگان! آنگه شود پدید كه نامرد و مرد كیست
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 11:48 توسط زهرا بهروزآذر
|